نشست علمی فلسفه قدرت و حاکمیت در اسلام(جلسه سوم)

هفتمین نشست جنبش نرم افزاری علوم عقلی برگزار گردید؛

نشست علمی فلسفه قدرت و حاکمیت در اسلام(جلسه سوم)

هفتمین نشست جنبش نرم افزاری علوم عقلی با عنوان نشست علمی فلسفه قدرت و حاکمیت در اسلام به همت اداره امور پژوهشی اداره کل پژوهش و گروه حکمت و کلام جدید پژوهشکده اسلام تمدنی و با همکاری مجمع عالی حکمت اسلامی خراسان برگزار گردید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پژوهشکده اسلام تمدنی، نشست تخصصی «فلسفه قدرت و حاکمیت در اسلام(جلسه سوم)» به همت اداره امور پژوهشی اداره کل پژوهش و با همکاری گروه حکمت و کلام جدید پژوهشکده اسلام تمدنی و با همکاری مجمع عالی حکمت اسلامی خراسان به‌عنوان هفتمین ‌نشست جنبش نرم افزاری علوم عقلی با ارائه حجت الاسلام علی اکبر نوایی مدرس حوزه و دانشگاه و دبیری علمی عباسعلی نصرآبادی برگزار گردید.

در ابتدای این نشست نصرآبادی گفت: این نشست به‌ عنوان یکی از نشست های جنبش نرم افزاری علوم عقلی در سال جاری در ده جلسه و با همکاری بسیاری از مراکز و مؤسسات علمی و پژوهشی از جمله پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی (و پژوهشکده اسلام تمدنی) و مجمع عالی حکمت اسلامی خراسان برگزار می گردد.

وی افزود: در اولین جلسه فلسفه قدرت و حاکمیت در اسلام به ده خصوصیت فلسفه سیاسی اسلام اشاره و در این جلسه به بحث «امکان یا امتناع فلسفه سیاسی» اشاره خواهد شد.
در ادامه حجت الاسلام نوایی به تعریف امکان و امتناع سیاسی اشاره کرد و گفت: در باب امتناع فلسفه سیاسی چند نظریه وجود دارد. نظریه اول برخی غربی ها معتقدند که در اسلام اصلا فلسفه سیاسی نداریم، افرادی هم چون حاتم قادری نیز اعتقاد به عدم وجود فلسفه سیاسی در اسلام است، بحث سیاست در اسلام مطرح نشده است، فلسفه سیاسی کپی برداری از غرب است، فلسفه سیاسی اختصاص به یونان باستان دارد.

وی در باب سخنان حاتم قادری گفت: سخن قادری(فلسفه سیاسی اختصاص به یونان باستان دارد) درست نیست، چرا که خداوند امهات زندگی بشر را مطرح کرده است. یکی ازاین امهات بحث نظام توحیدی، ولایی و حکومتی است. چنین اظهارنظری از حاتم قادری یک تبعیت محض از فیلسوفان لیبرال غربی، بدون تامل در گزاره های اسلامی و تمدنی است. حاتم قادری اصلا فیلسوف نیست. وی یک فیلسوف نماست. با اندک تامل، فلسفه سیاسی در اسلام بسیار پررنگ و برای بسیاری از فیلسوفان غربی الهام بخش است.

مدرس حوزه و دانشگاه گفت: نظریه دوم مربوط به دکتر مصطفی ملکیان است. وی معتقد است اگر مقیاس فلسفه سیاسی را فلسفه سیاسی یونان قراردهیم در اسلام فلسفه سیاسی نداریم. اما اگر خود اسلام را مقیاس قرار دهیم فلسفه سیاسی داریم.

وی افزود: این حرف دکتر ملکیان نیز درست نیست. چرا که فلسفه سیاسی یونان در امهات وحیانی است، جنس الهی دارد. بنابراین اسلام فلسفه سیاسی دارد البته از فلسفه سیاسی یونان استفاده کرده است.

حجت الاسلام نوایی در خصوص نظریه سوم گفت: افرادی هم چون سید حسین نصر معتقدند که در اسلام فلسفه سیاسی داریم، اما باید از اسلام استخراج گردد.

وی افزود: نظریه چهارم  فلسفه سیاسی در اسلام است. مفاهیم پایه در اسلام مانند امامت، توحید، عدالت، حکومت،حریت و آزادی و…به صورت کلی مطرح شده لکن مدون نشده است. گرچه تک نگاری هایی انجام شده است. نیاز به استخراج، اکتشاف، استنباط و … داریم.

مدرس حوزه و دانشگاه در ادامه به دلائل و مثبتات فلسفه سیاسی اسلام اشاره کرد و گفت: دلیل اول، پیوند و رابطه غیرانفکاک بین دین و سیاست وجود دارد. دلیل دوم،جامعیت دین اسلام است. دلیل سوم، اسلام نظام واره حکومت دارد. دلیل چهارم، سیره نبوی بروجود فلسفه سیاسی و حکمرانی است. دلیل پنجم، موضع گیری استراتژیک ائمه در حیات نورانی خود دلیل بر وجود فلسفه سیاسی در اسلام است. بنابراین در اسلام فلسفه سیاسی داریم.

شایان ذکر است موضوع جلسه آینده( فلسفه قدرت، مفهوم قدرت، حاکمیت و..) است.